السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
765
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
مىبايست به حكم حقّ در بستر بيمارى شاهد به شهادت رسيدن همهء اعضاى ذكور خانوادهء خود باشد و خود در كنار زنان اهل بيت امام حسين ( ع ) به اسارت رود ، اسارتى كه به فرمودهء امام مهدى ( عج ) دشوارترين مصيبت اهل بيت عليهم السلام است ، زيرا شهادت سيرهء همهء ائمه ( ع ) است ، لكن اسارت امرى بىسابقه و بىنظير در آن خاندان گرانقدر مىباشد . امام سجاد ( ع ) در آن دوران با جسمى رنجور بار سنگين غل جامعه را بر گردهء ناتوان خود كشيد و اين زنجير گران آنقدر بر جسم آن حضرت صدمه وارد كرده بود كه تا پايان عمر اثر آن بر گردن و شانهها و پاى امام وجود داشت . به هر حال امام پس از واقعهء عاشورا در كنار عمهء بزرگوار خود زينب كبرى ( س ) مسئوليّت پيام رسانى عاشورا را بر عهده گرفت ، پيام عاشورا ، پيام خون و قيام بود ، آن حضرت در همين رابطه تنها سه روز بعد از عاشورا خطبهء آتشينى در جمع كوفيان ايراد كرد و حسّ همدردى مردم را تحريك نمود و از دلهاى غبار گرفته آنان زنگار ترس و ترديد را زدود ، در اين خطبهء كوبنده حضرت سجاد ( ع ) پس از حمد و سپاس به درگاه الهى و ستودن پيامبر و پدران بر حقّ خود فرمود : ( اى مردم ، هر كس مرا مىشناسد به خوبى مىداند ، من كيستم و آنكه مرا نمىشناسد ، اينك خودم را به او معرفى مىكنم ، من على بن حسين بن على هستم ، من فرزند كسى هستم كه در كنار رود فرات تشنه لب ، سر بريده شد ، من پسر كسى هستم كه حرمتش درهم دريد و ثروتش به يغما رفت ، پس شما با كدامين ديده به رسول خدا ( ص ) مىنگريد ، آن هنگام كه به شما مىفرمايد : عترتم را كشتيد و حرمتم را دريديد ، پس از امّت من نيستيد ) سپس بر فراز منبر گريست و همهء اهل مجلس را به گريه واداشت [ 1 ] و نيز در بارگاه ابن زياد به پا خاست و فرمود : ( به زودى ما و شما در پيشگاه خداوند خواهيم ايستاد و مورد پرسش واقع مىشويم ، آنگاه شما چه پاسخى خواهيد داد ؟ ) در بارگاه يزيد ملعون نيز امام آنچنان كلمات كوبنده و آتشينى ايراد نمود كه يزيد بد كاره قصد جان حضرت را كرد و امام در پاسخ او فرمود : ( آيا مرا به قتل تهديد مىكنى ، مگر نمىدانى كه قتل عادت ما اهل بيت و شهادت كرامتى از ناحيهء خدا براى ماست ؟ )
--> [ 1 ] ناسخ التواريخ ، جلد دوّم .